محمد تقي جعفري

455

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

رسيد تشبيه مىكند ، از اشتياق شديد به تشبيه كردن يا تمثيل آوردن ، خلاف نزاكت مرتكب نمىشود ؟ آرى ، اين انديشمند روحانى با اين تفكرات شگفت انگيز واحاطه فراوان به نمودهاى قابل تشبيه احتياجى به اين گونه خلاف نزاكتها ندارد ، متأسفانه جلال الدين در مثنوى بارها به اين خطا مرتكب شده است ، يكى از آن موارد تشبيهى است كه در ابيات آينده در باره عظمت ايمان با يزيد ومقايسهء آن با ايمان مردم معمولى خواهد گفت كه زنى دو خر نر ومادهاى را در حال جماع ديد وگفت : اگر جماع اين است كه خرها انجام مىدهند ، مردهاى . . . تفسير ابيات واعظى خوش بيان مشغول وعظ بود جمعى از مرد و زن پاى منبر او نشسته بودند ، يك مرد شوخ چادرى پوشيده ورو بند به صورتش انداخته بدون اين كه شناخته شود در ميان زنها نشست . يكى از آن جمع از واعظ پرسيد كه آيا موى پيرامون آلت نقصى به نماز مىرساند ؟ واعظ گفت : آرى اگر موهاى عانه دراز شود ، موجب كراهت در نماز است ، براى تكميل نماز خوبست كه با نوره يا تيغ آن موها را پاك كنيد . سؤال كننده پرسيد اندازه مويى كه موجب كراهت است چقدر است ؟ گفت : بيش از اندازهء يك جو . زنى نزد آن مرد شوخ نشسته بود و با تمام دقت به وعظ واعظ گوش مىداد . جوحى بزن گفت : اى خواهر عزيز ، براى رضاى خدا دست به عانه من ببر وببين آيا موهاى عانه من به حد كراهت رسيده است يا نه ؟ زن دستش را توى شلوار مرد برد ودستش به آلت مرد اصابت كرد . زن نعرهاى زد وناراحت شد . واعظ فورا گفت : مردم ببينيد كه وعظ من در دل زن چه تأثيرى كرد . شما صدق وصفا را از اين زن ياد بگيريد . زن گفت : بر دلم